به نام حضرت عشق
آموزش
درباره ...
اگه با تو بودن اشتباهه
اگه تو رو خواستن اشتباهه
اگه عاشق تو بودن اشتباهه
اگه برای تو مردن اشتباهه
پس تو قشنگترین اشتباه زندگی منی
این آرزوي موفقيت و سربلندي براي همه ي شما عزيزان را داريم .
امید قنبری
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
لینک های روزانه
جستجو گر
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
طراح قالب
تورا چون نقش دريا دوست دارم ( )

ترا دوست دارم نگاهت را کلامت را آغوشت را
بازم کم است تو را دوست دارم به اندازه تمام دنيا
در هر نفس عطرت را حس مي کنم
ديگر در پس کوچه هاي خاطرات جستجويم نکن

اگر روزی خواستی از اینجا بری نترس به من بگو
صدای کسی را بشنوی به من بگو تا سکوت کنم
شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم

تو سكوت پشت اين پنجره ها
موندگارم تا ببينمت گلم
پيشكش نگاه تو قلب منه
ياد حرفات منو آتيش ميزنه
همه هستيم به فداي تو گلم
با تو بودن تنها خواهش منه
كاشكي پرنده اي بودم پر ميزدم رو بومتون
شايد يه روز پنجره ها رو واكني

اگه تو نباشي مي مـــــــــــــيرم
نامه رو تا تهش بخون
گريه نكن طاقت بيار
يه جمله رو هم دووم بيار
باور نكن يه بي وفام نامه ميذارم و ميرم
قسمت زندگيم اينه
به كي بگم مســـــــافرم
قشنگي قسمت ماس كه ما به هم نميرسيم
من ميرم ولي باز تو بدون هميشه
ياد تو از خاطر من فراموش نميشه
اگه تو نباشي مي ميــــــــرم
هميشه زنده مي مونن با ياد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام

فرصت نشد بمونم و از تو نگهداري كنم
گفتم اگه ببينمت دل كندنم سخته برات
اگه يه وقت بين راه رفتن پر از درد برام
پشت سرم زاري نكن چكار كنم مسافرم
من ميرم ولي باز تو بدون هميشه
ياد تو از خاطر من فراموش نميشه
اگه تو نباشي مي مـــــــــــــيرم
نامه رو تا تهش بخون
گريه نكن طاقت بيار
يه جمله رو هم دووم بيار
باور نكن يه بي وفام نامه ميذارم و ميرم

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم
درکنج دلم عشق کس خانه ندارد
کس جای در این خانه ویرانه ندارد
دل را بکف هرکه دهم باز یسارد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
دربزم جهان جز دل حسر تکش ما نیست
ان شمع کهمی سوزد و یروانه ندارد
گفتم مه من از چهتودر دام نیفستی
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم یای
دیوانه سر صحبت یروانه ندارد
تا چند کنی قصه زاسکندر ودارا

هوای عشق تو از سر بدر نخواهد رفت
کسیکه بر درت امد دگر نخواهد رفت
به وعده گاه همانشب که گریه میکردی
مگر نگفت که بی مادیگر نخواهد رفت
مران ز میکده ساقی مرا فرصت ده
کسیکه نیمه شب امد سحرنخواهدرفت
در دامت شدم زولانه ای دل ای دل ای دل دیوانه
تورا از دور می بینم چه حاصل
به یهلویت نمی شینم چه حاصل
درخت حسن تو گلزار کرده
از ان گلها نمی چینم چه حاصل
بیا که در بغل تنگت بگیرم
بلای کا کل چنگت بگیرم
برات سیصدو شصت بوسه دادی
بیا که از لب قند ت بگیرم
سیاه چشمک به دل بنده تو باشد
به یای جان ز ییوند تو باشد
سفر کردم به گلشن ها ی دنیا
ندیدم کس که مانند تو باشد
؟
افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
بر روی ماه نوشتم که او را دوست می دارم
ولی ناگه زابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را پوشانید
پس چگونه گویم که او را
دوست می دارم؟؟؟
دوست داشتم من باشمو تو با يك دنياي خالي . دوست داشتم تو باشي و من و دوتا قلب پر احساس .
امانميشه.......كاش خودم ميمردم و مرگ لحظه هاي پر احساس زندگيمو نميديدم . امشب اگه
تنهام ......اگه نيستي كه با هم اشك بريزيم . اما ضربان قلبتو توي دلم احساس ميكنم . اگه هر شب از
شوق با تو بودن خوابم نميبرد اين شبا از درد جدايي وغم نبودنت نميتونم بخوابم .... نيستي اما حست
ميكنم . باهام حرف نميزني اما صداتو ميشنوم كه تو دلت داري حرف ميزني . نميبينمت اما با همه وجود
تو ذهنمي ، الان ياد لحظه اخر افتادم . تازه اون موقع بود كه فهميد م ديگه صداتو نميشنوم باور لحظه ها
برام مشكل شد . اشك ريختم اما چيزي عوض نشد . من موندم و يك جاده بي انتها كه از اين به بعد
كسي رو براي همراهي ندارم چه دردناك بود اون لحظه . قدرت تحملشو نداشتم اما چاره اي جز تحمل
نداشتم ........امشب چه طولاني شده ؟بغضمم نميشكنه . امشب همه چيز عذاب اور شده . سكوت ،

بغض خفه كننده ؛ فكر تو ؛ صداي ضربان قلبم ؛ تحمل نفس كشيدنم . دارم آهنگايي كه با تمام وجودم
بهت دادم رو گوش ميكنم . اون روز كه اون البوم رو بهت دادم ميدونستم كه تو اين شب كه عذاب اورترين
شب زندگيمه تنها اين آلبوم ميتونه منو با اهنگاش باور كنه . براي همين به تو دادم تا تو هم تو اين شب
بري سراغش . كاش تو هم الان گوش بدي . يكبار بهت گفته بودم الان بازم ميگم به تو ساده دل ندادم
كه بري ساده ز يادم ، ولي هر چقدر بيشتر فكر ميكنم كمتر ميتونم باور كنم كه ديگه با هم نيستيم .
مدتها از لحظه آخر با هم بودنمون گذشته اما من انگار تو اون لحظه متوقف شدم . دوست ندارم كه از تو
ذهنم بيرونش كنم . نميدونم چرا همش فكر ميكردم اين اخرين ديداره. يادته چطوري نگات ميكردم ؟
چطور دستت رو ميگرفتم تو دستم ؟ چرا امشب تموم نميشه ؟؟؟؟؟؟ ميخوام از خدا بخوام كه به

هردومون كمك كنه . من دعا ميكنم تو هم دستاتو بالا بگير تا دعامون بر اورده بشه . سخته اما بيا باور
كنيم كه براي ما بازگشت امكان نداره . ميدونم كه داري اشك ميريزي پس منم با تو اشك ميريزم و سعي
ميكنم كه با هر قطره اشكم هم باورمو بيشتر كنم هم احساسمو . دوستت دارم براي هميشه ميدونم
كه تو هم دوسم داري .ميخوام برم ، برم و از فردا با سكوت و دل شكستم يك زندگي بي دليل رو شروع
كنم . ميخوام برم و با همه اين چيزايي كه اتفاق افتاد باز خدارو شكر كنم تو هم برو ....... برو تا كم كم
باور كني كه هميشه هرچي تو زندگي دوست داشته باشي بهش نميرسي .برام سخته خيلي هم
سخته . اما بايد بگم خداحافظ زيباترين لحظه هاي زندگي من ....... خداحافظ خاطرات من ......
خداحافظ قشنگترين اشتباه زندگيم ....... هر چند كه از خداحافظي متنفر بودي
سلام....شايد تعجب كني كه چرا برات دارم مينويسم .بعضي وقتا حرفايي رو كه نميشه گفت و يا به
زبون اوردنشون سخته راحت ميشه نوشت . نميدونم كارم درسته يا نه. حتي نميدونم كه
ميخوونيشون يا نه؟نميدونم كه اصلا واسه چي برات نوشتم ، ولي.........بيخيال .
يادته شب اشناييمون ؟ 23 خرداد يادته روز ديدارمون ؟24خرداد و.......وبالاخره شب جدايي؟

ثانيه به ثانيه اش رو بخاطر دارم .اون روز و اون شب فكر نميكردم كه يه روزي و يا شبي بخوام بشينم
و برات اينا رو بنويسم . بگذريم.......كه از خيلي چيزا بايد گذشت . نميدونم چي خطابت كنم ؛
عزيزم ؟ گلم ؟ زندگيم ؟ اميدم ؟چي؟ يه روزي برام تموم اينا بودي با تو كه بودم همه چيز داشتم
. عشــــــــق ، اميد ،هدف خلاصه همه چيزم رو در تو خلاصه كردم تو شدي تموم اون چيزايي كه
تا قبلش يا نداشتم يا داشتم و كم رنگ بودن شدي اميدي كه از بين رفته بود هدفي كه نداشتم
و عشقي كه نبودش توي قلبم داشت قلبمو روبه مرگ ميبرد . امـــــــــــــا تو با من چه كردي؟؟؟؟؟؟
47
بهم اميد دادي هدف زندگيم شدي و از همه مهمترعاشقم كردي ولي عزيزم به چه قيمتي ؟
من عاشقت بودم ؛ دوستت داشتم. تو مال من بودي يعني من اينطوري تصور ميكردم ولي زهي خيال
باطل . من اشتباه ميكردم تو منو دوست كه نداشتي هيچ مزاحمتم بودم برات شده بودم يه عروسك
كه هر وقت بيكار بودي ميومدي سراغش چرا ؟ نميدونم ! خيلي چيزا رو نميدونم
وقتي دوستمم نداشتي با احساسم بازي كردي و يا اينكه چرا هر وقت من از زندگي با تو
ميگفتم سكوت ميكردي و گذاشتي كاخ ارزوهامو با پوچي بسازم .ويا نميدونم در مورد من چي
فكر ميكردي ؟ لابد پيش خودت گفتي اينم مثل بقيه ؛ يه مدت باهاشم و بعد از مدتي كه لذتامو
بردم ولش ميكنم تا هر كدوم بريم سوي زندگي خودمون آره ؟تو در موردم اين طوري فكر كردي؟
ولي ديدي كه من مثل هيچ كدوم نيستم . قلبم شكست غرورم خورد شد ميبيني من موندمو
يه دنيا تيكه هاي شكسته اي كه حا صله يه عشقه نافرجامه .....ميخوام نبخشمت ولي قلبم
نميذاره ميگه يه زماني عاشقش بودي يه زماني قلبت سرشار از عشق اون بود ....چرا حالا

ميخواي نبخشيش؟
به حرمت همون عشق به حرمت همون لحظه هاي با هم بودنمون نه براي لحظه هايي كه با
هم خنديديم بلكه به حرمت همون لحظه هايي كه با هم گريه كرديم وبخاطر نگه داشتن خيلي
از اين حرمتها بخــــشــــــــيدمت ولــــــــــــــــي ؛ هميشه سايه اي از من توي زندگيت هست .
من براي تو مثل هيچ كس نبودم همون طور كه با هيچكس مثل تو نبودم اميدوارم روزي بفهمي كه
هيچ كس غير از من لايق تو نبود ولي اينو روزي ميفهمي كه خيلي ديره . يادته بهت گفتم تو همه
چيز مني؟ نفـــسمي / زندگيمي / يادته بهت گفتم زندگي رو ازم نگير؟ يادته گفتي هيچ وقت
نميگيرم ؟؟؟؟ منظورت از هيچ وقت همين بود ؟
باشه غريبه اشنا ...... برات ارزوي خوشبختي ميكنم
كسي كه عاشقت بود ولي فهميد بزرگترين اشتباه زندگيش تو بودي .

نوشته شده توسط
امید قنبری در
چهارشنبه نهم اسفند 1385 ساعت
9:2
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by intolo |
