وقتی به کویر دلم رسیدم......تو رو مثل یه گل سرخ وسطش کاشتم وقتی شبنم برگات مثل مروارید ساده و بی ریا دیدم..... یاد بارون اشکام که تو تنهایی و غربت ریختم افتادم* وقتی به برگات رسیدم اونارو مثل حرفامون نرم و لطیف دیدم* وقتی نزدیک شدم که بوت کنم.....مستم کردی و نتونستم ازت جدا بشم* وقتی به ریشت رسیدم.....یاد عشقمون افتادم که ریشهاش همیشه تو دلمون باقی می مونه* اینه اون راز گل سرخ که ازش دم میزدم*