به نام حضرت عشق
آموزش
درباره ...
اگه با تو بودن اشتباهه
اگه تو رو خواستن اشتباهه
اگه عاشق تو بودن اشتباهه
اگه برای تو مردن اشتباهه
پس تو قشنگترین اشتباه زندگی منی
این آرزوي موفقيت و سربلندي براي همه ي شما عزيزان را داريم .
امید قنبری
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد.
|
لینک های روزانه
جستجو گر
آمار وبلاگ
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين :
نفر
طراح قالب
وقتي سرت رو رو شونه هاي کسي ميگذاري که دوستش داري ( )

خلاصه ۲۱ سالگي رو هم پشت سر گذاشتم با تمام خوبي ها و بديهاش
با تمام خاطرات تلخ و شيرينش
از فردا وارد يه مرحله جديد از زندگي ميشم
يه قدم به هدفم نزديكتر ميشم
يه دنيا به تجربه هام اضافه ميشه و.........
پس ميخوام اولين تبريك رو خودم به خودم بگم
تولدت مبارک عزیزم
"


تولدت مبارک عزیزم

نمیدونم چرا؟ ولی میخوام بنویسم!
نمیدونم چرا ولی میخوام داد بزنم
نمیدونم چرا ولی میخوام بگم که من زنده ام!
میخوام برای آخرین بارم که شده سعی کنم!
نمیدونم چرا ولی دلم برای خودم تنگ شده؟
هزاران متر فاصله بین ما رو گرفته
بین جسم و روحم
از خودم دور شدم ولی حالا پشیمونم!
خیلیه اگه آدم بخواد یه دفعه دیگه زندگی کنه بخواد زنده باشه
میخوام بگم پشیمونم!
میخوام بگم خالی شم ولی حیف!!!
حیف که دیگه دیره تو نیستی و من تو کوچه تنهایهای دلم دارم پرسه می زنم
تنهای تنها حتی دیگه صدای خش خش برگ ها با من قهر کردن
دیگه حتی خدا هم صدام رو نمیشنوه !
این تقدیر منه؟!
می خوام داد بزنم دوستت دارم
دوست دارم برای همه چیزایی که بهم دادی و ازم گرفتی؟!
خیلی دوستت دارم ، اینو با تمام وجودم فریاد میزنم ،
خیلی دوست دارم چون بهم دلگرمی خاصی میبخشی،
چون امیدو توی وجودم ذره ذره بیشترش میکنی،
خیلی دوستت دارم چون به زندگیم روشنی میدی ،
چون با اومدنت دنیامو دوست داشتنی کردی،
خیلی دوستت دارم چون مثله بقیه نیستی،
چون با همه آدمای این خاک خدا خیلی فرق میکنی.
مهربونم دوست دارم که هرگز عوض نشی،
دوست دارم که همیشه منو مال خودت بدونی،
دوست ندارم به خاطر هیچی دلامون از هم فاصله بگیره .
دوست دارم همیشه پیشم باشی،
دوست دارم همیشه دستام توی دستای دستای گرمت باشه،
دوست دارم اون لحظه ی قشنگ بوسه خداحافظی اصلا تموم نشه،
دوست دارم از تب اون بوسه توی آغوش گرمت بسوزم،
دوست دارم توی دستات آب بشم،
چون ذره ذره تموم شدن و آب شدن توی آغوش تو خیلی قشنگه ..
خیلی دوست داشتنیه..خیلی زیبا و خیلی با ارزشه...............
.میخوام یه قول بهت بدم که جای تو رو تو قلبم کسی جز تو نگیره ..
چون تو اصلا جایی واسه کسی نذاشتی.،
اما تو هم یه قولی بهم بده که نترسی ، نترسی از بی من بودن،
نترسی از اینکه یه روز برم و خوبیهات یادم نمونه
،تو رو خدا بهترینم یه لحظه هم شک به دلت راه نده،
چون این دفعه این دل عاشقم به خاطرت به سیم آخر زده....
.اینو با تموم وجودم داد میزنم مهربونم فقط تو قول بده که تنهام نمیذاری ...
منم قول میدم که به خاطرت جون بدم.
.و در آخر دعا میکنم برای خورشید عشقمون که هرگز غروب نکنه
![]()
ای عشق من
دراین جهان جزتو کسی راندارم دل به دوستی وعشق تو خوش کرده ام
وبه دوستی که با نسیمی نلرزد و باطوفانی ویران نگردد
و از جهانی پر از مشکلات نترسد
گویی دوستی وعشق ما یک غنچه نشکفته است که با یک غبار پژمرده
میشود و ما تجربه باغبان پیر را نداریم که این غنچه زیبا راباشبنم سحری
گاهی آبیاری کنیم وشادابش کنیم
و قدرت بی پایان حاکم جهان را هم در خود سراغ نداریم تا با قهر و غضب
این غنچه گریز پای بر سر راه آورده
شاید از سخنانم خشنود نشوی ولی این بار تو را مخاطب قرار می دهم
از من نرنج میدانم سخنانم تلخند و گزنده. میدانم که برایت همدمی آرمانی
نبوده ام و نیستم ولی سوگند به عشق که تو همه چیز منی. رویاهای من
همه از توست و از نوری که از چشمان زیبایت و نگاه پر از عشقت


سرچشمه گرفته است.
بر من بخند ای فرشته رویایی من
كسي به در مي كوبد؟
خوابت حرام مي شود!
نفست سنگين تر از هميشه مي گردد...
و قلب ات.......
ايستادن را مجالي تازه مي يابد به استراحتي هميشگي "
چشمانت را گريزي از باران نيست.....
وخيالت را آرامش....خيالي واهي ست!!
لذتي هوس آلوده به ذهن ات موج ميزند.....
و صداي فرياد مي شنوي.....
آرامش ات را به چيزي يافته اي....
شكوه كسي نا آرامت مي كند.....؟
لبخندي به لب مي نشاني......
نگاه هايي خيره به راه......بي قرار مي كند!
خواب به چشمانت چنگ ميزند!
و به وهم آشوب دو آشيانه بي تاب مي شوي!!
مادر بيمار تر از آن است كه تصور كني....
و مادر بزرگ...بي قرار تر از هميشه!
مرگ...چه خواب آرامي ست در اين بلا تكليفي وبي كسي

چگونه بگویم دوستش دارم؟
یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او نمی داند
نگاهش می کنم بلکه شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند
بر روی ماه نوشتم که او را دوست می دارم
ولی ناگه زابر تیره برقی جست و روی ماه تابان را پوشانید
پس چگونه گویم که او را
دوست می دارم؟؟؟
اگه تو رو خواستن اشتباهه
اگه عاشق تو بودن اشتباهه
اگه برای تو مردن اشتباهه
پس تو قشنگترین اشتباه زندگی منی

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
ميدونم خوب ميدوني تو تارو پود و ريشمي
حالا ميفهمم چرا زنجير عشق تو محكم ترين زنجير دنياست
اي كاش تمام كودكي هايم بازي ديگري را به جاي عمو زنجير باف انتخاب ميكردم
آن عموي خيالي اون روزا امروز خودش را جوري نشونم داد كه كلي غافلگير شدم خودم گفتم اي كاش نه من ميگفتم نه او مي بافت زنجير بلند و رها نشدني عشق تو را ديدم با صداي هيچ پرنده اي حتي هيچ چيز برايم نمي اورد نگو كه رفته بود تو را واسم بياره يادم باشه
هر كودكي را در حال بچگي كردنش ديدم بگم به همه بگن تو را خدا
هيچ كس عمو زنجير باف بازي نكنه يا لا اقل كسي عمو نشه و اگر شد
جواب زنجير مرا بافتي را هيچكس بله نگه چون مثل من
صاحب بلند ترين زنجير دنيا ميشه زنجيري كه با تمام عشق
و احساسم از عمو خواستم واسم ببافه و هميشه هم بلند نگهش ميدارم
حتي بلندتر از ايني كه هست

نوشته شده توسط
امید قنبری در
یکشنبه دهم تیر 1386 ساعت
8:11
مطالب پیشین
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by intolo |
